![]() |
![]() |
|
| ***سياسي - حكمت آموز- عرفاني-عاشقانه*** |
|
عکسهائی از جنبش سبز
|
|
|
+ نوشته شده در
نوزدهم آبان 1388ساعت 14:52 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
مأمور ثبت و احوال که اطلاعاتی مربوط به مرحوم ترانه موسوی میداد نظامی از آب در آمد
|
|
|
+ نوشته شده در
نوزدهم آبان 1388ساعت 14:33 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
ماموران امنیتی در سالروز ۱۳ آبان (تصویر)
|
|
+ نوشته شده در
شانزدهم آبان 1388ساعت 16:42 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
۱۳آبان۸۸ به روایت تصویر
|
|
+ نوشته شده در
چهاردهم آبان 1388ساعت 15:6 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
۱۳ آبان ۱۳۸۸
دررسانه های خارجی
در تظاهرات روز چهارشنبه علاوه بر تهران، شهرهاى اهواز، اصفهان، شهركرد، قزوين، شيراز، تبريز و رشت نيز شاهد حضور معترضان در تظاهرات ضد اعتراضى بر ضد دولت و رهبر جمهورى اسلامى بود. ۱۳۸۸/۰۸/۱۴
درگيرى شديد ميان مخالفان دولت و نيروهاى امنيتى در روز ۱۳ آبان در شهرهاى مختلف ايران بازتاب وسيعى در رسانه هاى جهان داشته است و روزنامه ها و تلويزيون هاى آمريكا، بريتانيا و جهان عرب به بازتاب اخبار و تحليل تحولات اين روز پرداختند.
رسانه هاى آمريكايى با پوشش وسيع رويداهاى روز چهارشنبه ايران و درگيرى ميان معترضان با پليس ضد شورش، تحليل های خود را پيرامون وقايع چند ماهه گذشته و همچنين گسترش نا آرامى ها به شهرهاى مختلف ارائه کردند. در تظاهرات روز چهارشنبه علاوه بر تهران، شهرهاى اهواز، اصفهان، شهركرد، قزوين، شيراز، تبريز و رشت نيز شاهد حضور معترضان در تظاهرات ضد اعتراضى بر ضد دولت و رهبر جمهورى اسلامى بود. رسانه هاى آمريكا همچنين به تقارن اين برخوردها در سالروز اشغال سفارت آمريكا و گروگان گيرى ۵۲ ديپلمات اين كشور اشاره كرده و فرياد «مرگ بر آمريكا» را كه قريب سى سال در تهران طنين مى افكند، شعارى كهنه قلمداد كردند كه اكنون به فرياد «مرگ بر ديكتاتور» تبديل شده است. |
|
+ نوشته شده در
چهاردهم آبان 1388ساعت 15:4 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
یه نفریه جائی تمام رویاش لبخندتوبود
|
|
+ نوشته شده در
ششم آبان 1388ساعت 15:2 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
جشنهاي 2500ساله شاهنشاهي
مهر 1350 با قرائت خطابه محمدرضا پهلوي در برابر مقبره كوروش هخامنشي در پاسارگاد، جشنهاي 2500ساله شاهنشاهي آغاز شد. در اين جشنها رؤساي جمهور، پادشاهان، نخست وزيران و هيأتهاي بلندپايه بيش از يكصد كشور جهان همراه با صدها رقاصه و گروههاي متعدد اركستر وموزيك از كشورهاي مختلف شركت داشتند. صدها نوع غذا و نوشيدنيهاي سفارشي ازخارج كشور وارد شده وخيابانهاي تهران و ديگر شهرها چراغاني شده، رژه نمونه سربازان سواره و پياده نظام مربوط به دورههاي مختلف سلسله پادشاهي، مهمترين وجه ظاهري اين جشنها بود.
جشنهاي 2500ساله شاهنشاهي كه با هدف بزرگداشت 25 قرن حكومت پادشاهي در ايران ترتيب يافت بيش از سيصد ميليون دلار هزينه دربر داشت.
هدف اصلي شاه از برپايي اينگونه جشنها، بزرگ جلوه دادن عظمت دستگاه شاهي و شخص خود بود تا در لابلاي زرق وبرق اشياء گرانقيمت و كم نظيري كه دستور تهيه آنها با قيمتهاي گزاف از جيب ملت ايران داده ميشد، چهره سست اراده، مردد و ضعيف خود را پنهان سازد. در اين مورد در كتاب آخرين سفر شاه چنين ميخوانيم: جشنهاي 2500 ساله در تخت جمشيد نمايشي از رؤياها و بلندپروازيهاي شاه بود... در مورد شخص شاه در رابطه با جشن 2500 ساله، ره آورد جشنهاي تخت جمشيد جدايي كامل او از واقعيات بود. او بيش از پيش دچار اشتغال فكري درباره سلطنت خودش و اهميت جانشيني مستقيم خود بر اريكه كورش گرديد.
جيمزبيل در كتاب عقاب و شير مينويسد: «محمدرضا شاه پهلوي با اين جشنهاي 2500 ساله، دوره جديدي را در پادشاهي خود آغاز كرد، دوره جنون انجام كارهاي بزرگ، بسياري از معروفترين و مقتدرترين چهرههاي جهان در تخت جمشيد براي ستايش كشور شاه و بلكه مهمتر، براي ستودن خود او، به اين محل آمده بودند... و شاه احساس رضايت و خرسندي ميكرد كه ميهمانان در مورد اين كه چه كسي مجللترين اقامتگاه را گرفته، چه كسي محترمترين مكان را در ميزهاي ضيافت داشته و چه كسي از هليكوپتر به جاي سفر با ليموزينهاي مرسدس استفاده كرده با هم دعوا ميكردند.
تاريخ قطعي برگزاري جشنهاي 2500 ساله در چهارمين مرحله، سال 1346 بود، ليكن بنابر دلايل مالي و اين كه جشن تاجگذاري نيز قرار بود در همين سال برگزار گردد، برگزاري جشنهاي 2500 ساله به بعد از سال 1348 موكول شد.
نويسنده كتاب آخرين سفر شاه دربارة هزينههاي جشنهاي 2500ساله شاهنشاهي چنين مينويسد: «دراكتبر ۱۹۷۱، (20مهر 1350) محمدرضا پهلوي ضيافتي ترتيب داد كه از تمام ميهمانيها برتر بود. او از تمام رهبران جهان دعوت كرد. البته همه نيامدند... همه چيز جشن را هم از پاريس آورده بودند. در دشت خاكي خشك و مرتفع تخت جمشيد اردوگاهي مركب از خيمههاي گران بها به وسيله ژانسن دكوراتور فرانسوي برپا شده بود... آرايشگران طراز اول از سالنهاي كارينا والكساندر پاريس به تخت جمشيد پرواز كردند. «اليزابت آردن» يك نوع كرم صورت توليد كرد كه نام آن را «فرح» گذاشت تا در جعبههاي مخصوص به ميهمانان هديه شود.
«باكارا» گيلاس پايه دار كريستال طراحي كرد، «سرالين» جايگاه ميهمانان را روي سفالهاي قرن پنجم پيش از ميلاد ساخت. «رابرت هاويلند» فنجان و نعلبكيهايي ساخت كه فقط يك بار مورد مصرف ميهمانان قرار گرفت... «لان ون» اونيفورمهاي جديدي براي كارمندان دربار تهيه كرد كه نيم تنه آن به طرز شكيل ولي نه زننده با بيش از يك و نيم كيلو نخ طلا دوخته شده بود. دوختن هر يك از اين اونيفورمها، نزديك به 500ساعت كار لازم داشت. غذاهاي ضيافت تخت جمشيد را اصولاً رستوران «ماكسيم» تهيه ميكرد... «لويي ورايل» رئيس ماكسيم... به اين مناسبت يك بشقاب جديد و بسيار عالي محتوي خاويار و تخم بلدرچين آب پز اختراع كرد....
صورت غذاي ضيافت شام اصلي با مركب سياه روي صفحات پوست آهو نقش شده و با يك ريسمان تابيده طلايي بصورت يك كتاب كوچك باجلد ابريشمي آبي و طلايي صحافي شده بود. پس از تخم بلدرچين با مرواريد درياي خزر، غذاي بعدي با ته دم خرچنگ با سس «نانتوآ» بود، غذاي اصلي خوراك پشت بازوي بره سرخ شده در روغن خودش بود كه درون آن رابا سبزيهاي خوشبو انباشته بودند. براي تازه كردن گلوي ميهمانان، شربت يا شامپاين كهنه فرانسوي (موئت 1911) ميآوردند. آنگاه خوراك طاووس به سبك شاهنشاهي با سالاد مخلوط طبق سليقه «الكساندر دوما» صرف شد. به عنوان دسر، بشقاب انجير به شكل حلقهاي كه درون آن را با تمشك يا پورتو انباشته بودند، آوردند و در پايان قهوه موكا... همراه با قهوه نيز «كونياك» پرنس اوژن مخصوص خمخانه ماكسيم صرف شد...
ساواك نيز تجهيزات، چادرها و وسايل پيشرفته و گران بهاي مخابراتي آن روز راچنين تشريح ميكند: «اين كمپ و چادرهاي پذيرايي تخت جمشيد... به وسايل شگفت انگيزي مجهز است كه آميخته است از تجمل قديمي و وسايل مدرن عصر فضا (از آن جمله حمام مرمر ـ فرشهاي ابريشمي و ايراني و...) سران كشورها در تمام 24 ساعت از طريق شبكه مخابراتي ماه مصنوعي با پايتختهاي خود به وسيله تلفن و تلكس در تماس خواهند بود. شبكه مخابراتي ميكروويو كه 275 ميليون دلار خرج آن شده است و گرانترين و دقيقترين شبكه مخابراتي جهان به شمار ميرود...
شهرداري تهران طي مكاتبهاي كه در 20/11/1349 با شوراي مركزي جشن شاهنشاهي انجام ميدهد ريز برخي مخارج مربوط به جشن را چنين عنوان ميكند: «... درخصوص اعتباراتي كه براي اجراي برنامه مصوب شهرداري پايتخت در مراسم جشن شاهنشاهي ايران در نظر گرفته شده است به استحضار ميرساند: قرارداد اجراي چراغاني و تزيين ميادين و مسيرهاي فوق الذكر باشركت «اروين مارتين» به مبلغ 19486000ريال به امضأ رسيده و پيمانكار مشغول آماده كردن مقدمات اجراي كار ميباشد... متعاقب افتتاح ميدان شهياد آريامهر، برنامه آتش بازي باشكوهي به مدت دو و نيم ساعت به موقع اجرا گذاشته خواهد شد كه قرارداد آن به مبلغ 1900000 ريال با شركت «موگ» تنظيم و شركت نامبرده مشغول تهيه لوازم مربوطه ميباشد... هنگام افتتاح شهياد آريامهر لوحهاي از طلاي ناب از طرف شهردار پايتخت از طرف تمام مردم شاهدوست شهر به پيشگاه شاهنشاه تقديم خواهد شد. وزن لوحه ده كيلو ميباشد كه حدود 16000000ريال برآورد قيمت ميشود.
براي تكميل برنامه تزئين پايتخت و شهر شيراز از يك مؤسسه انگليسي نيز كمك گرفته شد. ساواك در بولتن ويژه در اين خصوص چنين آورده است: «به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس پيرامون تزئين شهرستان تهران و شيرازبه وسيله يك مؤسسه انگليسي مؤسسه (ايروين نارتين) مقيم شهر سافولك انگلستان كه يكي ازبزرگترين مؤسسات تزئيني جهان به شمار ميرود، 864 هزار دلار لامپ و مجسمههاي پلاستيكي تهيه ميكنند كه در جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي ايران به مصرف تزئين خيابانهاي تهران و شيراز برسد... سخنگوي اين مؤسسه گفت مجسمههاي پلاستيكي متعددي از كوروش كبير، داريوش و همچنين مرغ طاووس كه مظهر تخت طاووس ايران است تهيه خواهد كرد...»
|
|
+ نوشته شده در
سی ام مهر 1388ساعت 14:14 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
حجكم مقبول ؟!
من كه يه كم شك دارم
شايدم مزه حجشون به همين تظاهر و تفاخر باشه...نمي دونم !!!! واقعا اگه اين فرهنگ بين حجاج و كربلايي ها و مجالس ترحيم و تبريك جا بيافته چقدر از اسراف هاي بي مورد و مسخره جلوگيري ميشه ؟!!! چقدر ميشه با هزينه هاش به مردم نيازمند كمك كرد ؟ سراغ دارم افرادي رو كه قبل رفتنشون به مكه خيلي محترمانه و مودبانه از همه دوستان و اقوام و همكارانشون خواسته بودند به خاطر جلوگيري از اسراف پرده ننويسند و وقتي هم برگشتند هيچ پرده اي جلوي خونه اش شون نصب نبود و عملا اين فرهنگ رو بين اون افراد ترويج كردند ...
|
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم مهر 1388ساعت 10:56 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم مهر 1388ساعت 4:49 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
+ نوشته شده در
بیستم مهر 1388ساعت 10:15 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
درراستای حذف تاریخ پادشاهان از کتب درسی!!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجم مهر 1388ساعت 15:50 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
عکسهای رسیده از تظاهرات ایرانیان در برلین در اعتراض به حضور احمدینژاد در سازمان ملل
|
|
+ نوشته شده در
پنجم مهر 1388ساعت 14:30 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
سخنراني محمود(رئيس دولت كودتا) براي دروذيوار در سازمان ملل
اکثر دیپلماتهای حاضر در محل اجلاس سازمان ملل ، به هنگام سخنرانی احمدی نژاد به عنوان اعتراض ، محل اجلاس را ترک کردند . آمریکا ، آلمان ، فرانسه ، اسرائیل ، انگلیس ، هلند ، لبنان ، مصر ، جزء این کشورها هستند .
September 24, 2009 - 8:49AM
![]() ![]()
این است سرنوشت کشوری که کوروش کبیر در آن می زیست!!!
اما بیرون سازمان ملل:
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
دوم مهر 1388ساعت 16:49 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
|
|
+ نوشته شده در
سی ام شهریور 1388ساعت 14:18 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
بسم رب الشهید نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد وقتي سياهي چادرم، دل مردهايي كه چشمشان به دنبال خوشرنگترين زنهاست را ميزند. نميدانيد چقدر لذتبخش است وقتي وارد مغازهي ميشوم و ميپرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نميدهد؛ دوباره ميپرسم: آقا! اينا چنده؟ فروشنده كه محو موهي مشكرده زن ديگري است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نميبيند. باز هم سؤالم بيجواب ميماند و من، خوشحال، از مغازه بيرون ميآيم. نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد وقتي مردهايي كه به خيابان ميآيند تا لذت ببرند، ذرهي به تو محل نميگذارند. نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد وقتي شاد و سرخوش، در خيابان قدم ميزنيد؛ در حالي كه دغدغه اين را نداريد كه شايد گوشهي از زيباييهاتان، پاك شده باشد و مجبور نيستيد خود را با دلهره، به نزديكترين محل امن برسانيد تا هر چه زودتر، زيبايي خود را كنترل كنيد؛ زيبايي از دست رفتهتان را به صورتتان باز گردانيد و خود را جبران كنيد. نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد وقتي در خيابان و دانشگاه و... راه ميرويد و صد قافله دل كثيف، همره شما نيست. نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد وقتي جولانگاه نظرهي ناپاك و افكار پليد مردان شهرتان نيستيد. نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد وقتي كرم قلاب ماهيگيري شيطان بري به دام انداختن مردان شهر نيستيد. نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد وقتي ميبيني كه ميتواني اطاعت خدايت را بكني؛ نه هوايت را. نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد وقتي در خيابان راه ميرويد؛ در حالي كه يك عروسك متحرك نيستيد؛ يك انسان رهگذريد. نميدانيد؛ واقعاً نميدانيد چه لذتي دارد اين حجاب! خدايا! لذتم مدام باد.
بخشی از وصیت نامه شهید بابائی
|
|
+ نوشته شده در
چهاردهم شهریور 1388ساعت 13:33 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
فرارسيدن ماه رمضان مبارك
100 شکر که این و آمد و 100 حیف که آن رفت (عکس مذهبی)
|
|
+ نوشته شده در
سی و یکم مرداد 1388ساعت 13:59 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
درحاشیه اعترافات نمایشی(طنز)
|
|
+ نوشته شده در
هجدهم مرداد 1388ساعت 16:19 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز / نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان
میلاد قائم آل محمد مبارک باد
|
|
+ نوشته شده در
پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:41 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
عکس تزیین شده مراسم تنفیذ دولت کودتا
|
|
+ نوشته شده در
پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:54 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
داستان کوتاه بسیار خواندنی ( فارسی- انگلیسی) مادرم دوستت دارم My mom only had one eye. I hated her… she was such an embarrassment
مادر من فقط یک چشم داشت. من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود
She cooked for students & teachers to support the family
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
یک روز اون اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره
I was so embarrassed. How could she do this to me
خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟
I ignored her, threw her a hateful look and ran out
به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم و فورا از اونجا دور شدم
The next day at school one of my classmates said, EEEE, your mom only has one eye
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یک چشم داره!
I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear
فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم.
کاش زمین دهن وا میکرد و منو ، کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد
So I confronted her that day and said
If you’re only gonna make me a laughing stock, why don’t you just die
روز بعد بهش گفتم، اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟!!!
My mom did not respond
اون هیچ جوابی نداد….
I didn’t even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger
حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم، چون خیلی عصبانی بودم.
I was oblivious to her feelings
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت
I wanted out of that house, and have nothing to do with her
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم
So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
Then, I got married, I bought a house of my own, I had kids of my own
اونجا ازدواج کردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی
I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگی، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم
Then one day, my mother came to visit me
تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من
She hadn’t seen me in years and she didn’t even meet her grandchildren
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو
When she stood by the door, my children laughed at her
and I yelled at her for coming over uninvited
وقتی ایستاده بود دم در، بچه ها به اون خندیدند
و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا اونم بی خبر
I screamed at her, How dare you come to my house and scare my children
GET OUT OF HERE! NOW
سرش داد زدم، چطور جرات کردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!
گم شو از اینجا! همین حالا
And to this, my mother quietly answered, Oh, I’m so sorry.
I may have gotten the wrong address, and she disappeared out of sight
اون به آرامی جواب داد، اوه خیلی معذرت میخوام.
مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم، و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد
One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore
یک روز، یک دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور
برای شرکت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه
So I lied to my wife that I was going on a business trip
ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم
After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity
بعد از مراسم، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون البته فقط از روی کنجکاوی
My neighbors said that she is died
همسایه ها گفتن که اون مرده
I did not shed a single tear
ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم
They handed me a letter that she had wanted me to have
اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن
My dearest son, I think of you all the time
I’m sorry that I came to Singapore and scared your children
ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فکر تو بوده ام.
منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم
I was so glad when I heard you were coming for the reunion
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای اینجا
But I may not be able to even get out of bed to see you
ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تو رو ببینم
I’m sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
You see … when you were very little, you got into an accident, and lost your eye
آخه میدونی … وقتی تو خیلی کوچیک بودی، تو یه تصادف، یک چشمت رو از دست دادی
As a mother, I couldn’t stand watching you having to grow up with one eye
به عنوان یک مادر، نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم
So I gave you mine
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو
I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me in my place with that eye برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه
With my love to you
با همه عشق و علاقه من به تو
Your’s Mother
مادرت
|
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1388ساعت 12:7 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ اگه حوصله نداري نظر نزار !!! به جاش براي روح كساني كه از دست داديم يه صلوات بفرست ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ پروفایل نویسنده : http://smehdi1978.blogfa.com/profile ایمیل نویسنده : s_mehdi_1978@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
عاشقانه ها اجتماعي عارفانه ها سياسي حكمت آموز طنز عکسهای طبیعت عکسهای زیبا شريعتي |
|
RSS
|