![]() |
![]() |
|
| ***سياسي - حكمت آموز- عرفاني-عاشقانه*** |
|
قرنها قبل مردم عصر جاهلیت دختران نازنینشان را زنده بگور میکردند واینک مردم عصر جاهلیت مدرن دخترانشان را زنده زنده در گور چال مي كنند ، پدرانی که خواسته یا ناخواسته ، با ایجاد نکردن محیطهای سالم وپاک برای دخترانشان ، با بي توجهي و دريغ كردن محبت از آنها ،باعث ميشوند تا اين محبت را از كوچه وخيابان گدايي كنند . اينگونه پاكي ،معصوميت وعفت دختران جامعه ما زنده زنده در گــــور جهل و بي توجهي پدران دفن مي شود وهنوز هم اين نـــداي قـــرآن در وجدان خفته بشريت بگوش ميرسد كه : وَإِذَا الْمَـوْؤُودَةُ سُئِلَتْ «8» بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ «9» وآنگاه كه از دختر زنده به گور شده پرسيده شود ، كه به كدامين گناه كشته شده است ؟
|
|
+ نوشته شده در
بیستم آبان 1388ساعت 14:4 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
به قول بزرگي كسي در خونه ات رو بزنه...اما بدوني آدم نامحرم و خيانتكاريه بدوني نميشه بهش اطمينان كرد ...در رو روش باز ميكني ؟ بهش اعتماد ميكني تا بياريش تو خونه ات و ازش پذيرايي كني ؟ در حاليكه مطمئني به تو و اهل خانواده ات خيانت ميكنه ... چه كار ميكني ؟ از همون پشت در يه جور ردش ميكني تا بره حتي شده يه چيزي هم كف دستش بزاري ، ميزاري تا شرش كم بشه خدا نكنه اين داستان ما و قرآن بشه كه تو خونه خودش ما رو راه نده داستان كسايي كه فقط پشت در باغ قرآن موندند اما راهشون نميدن بيان تو پاك و امين و قابل اعتماد كه بشيم ...خودشون دعوتمون ميكنن تو و ازمون پذيرايي ميكنن.....
|
|
+ نوشته شده در
ششم آبان 1388ساعت 14:59 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
اگر گناه نباشد...طاعت را چگونه میتوانی بدست آوری.....
****
شرم از خویش..عالی ترین اوج خود آگاهی است
****
هر چه هست برای مصلحتی است...و هر که هست به خاطر منفعتی است. و هیچ چیزبه<<خودش>>نمی ارزد
د. علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
سوم آبان 1388ساعت 14:29 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
خدایا آرزو میکنم که اگر چیزی را شکستم، آن چیز دل نباشد. خدایا به من رفیقی بده تا با من گریه کند، رفیقی را که با من بخندد خودم پیدا خواهم کرد
|
|
+ نوشته شده در
سی ام مهر 1388ساعت 13:52 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
صدای خدا را می خواستم بشنوم
ندا آمد به ناله و توبه گنهکار گو ش کن *********************** می خواستم خدا را نوازش کنم...
ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن *********************** می خواستم خدا را نوازش کنم...
ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن *********************** می خواستم خدا را نوازش کنم...
ندا رسید:کودک یتیم را نوازش کن
***********************
می خواستم دستان خدا را بگیرم...
گفتند:دستان افتاده ای را بگیر
***********************
خواستم جهره خداوند را ببینم...
ندا آمد بصورت مادرت بنگر...
***********************
خواستم رنگ خدا را ببینم...
ندا آمد بی رنگی عارفان را بنگر...
***********************
می خواستم دست خدارا ببوسم ندا آمد دست کارگری را که درست کار می کند ببوس... *********************** خواستم به خانه خدا بروم
ندا آمد قلب انسان مومن را زیارت کن
***********************
خواستم صدای نفس خدا رااحساس کنم...
ندا آمد...صدای نفس عاشق صادق را بشنو
***********************
خواستم خدا را در عرش ببینم
ندا آمد به انسانی که به دستور خدا حرکت میکند بنگر...
***********************
خواستم نور الهی را مشاهده کنم
ندا آمد از پرخوری و شکم سیر فاصله بگیر... ***********************
می خواستم به خدا به پیوندم...
ندا آمد از بقیه ببر...حتی از خودت...
***********************
خواستم صبر خدای را ببینم...
ندا آمد بر زخم زبان بندگان تحمل کن *********************** خواستم سیاست الهی را مشاهده کنم...
ندا آمد عاقبت گردنکشان را ببین...
***********************
خواستم خدای را یاد کنم...
ندا آمد ارحام و خویشانت را یاد کن.
***********************
خواستم که دیگر نخواهم...
ندا آمد امورت را به او واگذار کن و برو... آدرس یك معشوقه تاپ
|
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم مهر 1388ساعت 10:53 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
جانياني را ديدم كه هر روز هزاران ها را قتل عام ميكردند جنايتكاران جاويد تاريخ مي كشتند ،فقط ميكشتند با هر وسيله اي هر زماني هر مكاني ...فقط و فقط ميكشتند مقتول حق بود گاه با دود سيگاري تلخ ، حق فرزندي ، همسري ، رهگذري ، ريه آغوش گشاده براي نفسي !! گاه با كلامي زهر آلود حق دلي اندر قفسي گاه با نگاهي خشم آلود حق يتيم بي كسي گاه حق تشنه در دشتي و يا خسته در محرابي و گاه .... و گاه خود را معصومتر از نرون و شمر و چنگيز مي ديدند !!!! نمي دانند كه با آنها به يك لشكر هم پيكارند در لشكري كه پيكان و تيغش رو به حق ماندگار است در تاريخ تا كنون و تا فردا نبردي با لشكر حقي هميشه مظلوم و مقتول در دست ظلم جويان
|
|
+ نوشته شده در
ششم مهر 1388ساعت 14:39 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
کسانی که به فکرمان هستند را به گریه می اندازیم ما گریه می کنیم برای کسانی که به فکرمان نیستند و ... ما به فکر کسانی هستیم که هیچ وقت برای ما گریه نمی کنند...
|
|
+ نوشته شده در
سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:5 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند. "دنیس دیروت"
وقتی که مردم بیشتر آگاه میشوند، کمتر به روحانی و بیشتر به معلم توجه می کنند ." رابرت گرین اینگر سول"
ادیان همه مانند یکدیگرند، مبتنی بر افسانه ها و اسطوره ها هستند ." توماس جفرسون"
دین بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است ." ناپلئون بناپارت"
وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند، در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمینهایمان را داشتیم، پنجاه سال بعد، ما در دست، کتاب های مقدس داشتیم و آنها صاحب زمین های ما بودند ." جومو کیانتا"
مذهب تنها برای بردگی انسان ها خلق شده است ." ناپلئون"
روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبیعى دو جنس حساسیت دارد، اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد ." سوزان ارتس"
کشیش ها مى گویند که آنها به مردم بخشیدن و خیریه را مى آموزند. این طبیعى است؛ چون آنها از پول صدقه ی مردم زندگى مى کنند. همه گداها مى آموزند که مردم باید به آنها پول بدهند ." رابرت گرین اینگر سول"
قسمتهایى از انجیل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند، قسمتهایى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند ." مارک تواین"
به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای؟ تا به تو بگویم پس ازمرگ کجا خواهی رفت ." نیچه"
مذهب مردم را متقاعد كرده كه: مرد نامرئی در آسمانها زندگی می كند كه تمام رفتارهای تو را زیر نظر دارد، لحظه به لحظه ی آن را. و این مرد نامرئی لیستی دارد از تمام كارهایی كه تو نباید آنها را انجام دهی و اگر یكی از این كارها را انجام دهی، او تو را به جایی می فرستد كه پر از آتش و دود و سوختن و شكنجه شدن و ناراحتی است و باید تا ابد در آنجا زندگی كنی، رنج بكشی، بسوزی و فریاد و ناله كنی ... ولی او تو را دوست دارد !" جورج كارلین"
دین مانند قرص است، آنرا نجویده فرو دهید .ناشناس
دین، یعنی این كه نخواهی بدانی واقعیت چیست ." نیچه"
یكی از بزرگترین تراژدی های بشریت این است كه اخلاقیات بوسیله دین دزدیده شده است ." آرتور سی كلارك "
مذهب، آه خلق ستمدیده است، قلب دنیای بی قلب و روح شرایط بی روح. مذهب افیون توده هاست ." كارل ماركس"
آنجا كه علم پایان می یابد، مذهب آغاز می گردد ." بنجامین دیزرائیلی"
دین افساری است که به گردنتان میاندازند تا خوب سواری دهید و هرگز پیاده نمی شوند. باشد که رستگار شوید ." کائوچیو"
اولین روحانی یک شیاد بود که به یک ابله رسید ." والتر"
منبع : http://fivesevenfive.blogfa.com/post-120.aspx
|
|
+ نوشته شده در
سوم شهریور 1388ساعت 12:48 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند... لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد. در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!! مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید ! مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!! مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد: من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم!وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم...! |
|
+ نوشته شده در
یکم شهریور 1388ساعت 9:42 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
فرارسيدن ماه رمضان مبارك
100 شکر که این و آمد و 100 حیف که آن رفت (عکس مذهبی)
|
|
+ نوشته شده در
سی و یکم مرداد 1388ساعت 13:59 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
امروز دوستان يه سؤال تازه برام ايجاد كردن و يه جواب
سؤال : ميشه ما هم آدم بشيم ؟ جواب : آره سؤال : راه حل چيه ؟ جواب : خلقيات بد و زشت خودتو و خلقيات بد ارحام و هم خون هاتو شناسايي كن سعي كن اونا رو در خودت ضعيف و نابود كني و خلقيات خوب رو هم شناسايي و تقويت كن البته دوستان با يه عاقل مشورت كرده بودن و به اين جواب رسيده بودن
اداي دين : نقل از وبلاگ : كلمات عاشقانه خدا |
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 14:8 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
اولين ملكه زيبايي جهان !!!!آیا تا به حال می دانستید که اولین ملکهُ زیبایی جهان چه کسی بود؟ منبع : پرشین وی
نقل از وبلاگ :http://1ta.blogfa.com/post-14.aspx |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم مرداد 1388ساعت 14:39 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
الهی! اگر در روزهای گذشته ی ماه شعبان از رحمت عفو وبخشایشت امام رضا (ع)
|
|
+ نوشته شده در
هفدهم مرداد 1388ساعت 10:48 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز / نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان
میلاد قائم آل محمد مبارک باد
|
|
+ نوشته شده در
پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:41 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي
|
|
+ نوشته شده در
چهارم مرداد 1388ساعت 14:47 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
عشق يك جوشش كور است
|
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم تیر 1388ساعت 9:2 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
خدايا به خاطر همه نفس هايي كه بي ياد تو كشيدم از من بگذر
|
|
+ نوشته شده در
هفتم تیر 1388ساعت 10:40 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
خدايا ...
من بهت قول ميدم همونطوري كه تو كتابت بهم دستور دادي ... تا مطلبي برام علما روشن نشده قبولش نكنم و هر حرفي رو باور نكنم ، قول ميدم بين حرفهايي كه ميشنوم بهترين و صحيح ترينشون رو انتخاب كنم ...قول ميدم حرفي رو بزنم كه تو دوست داري بشنوي قول ميدم كه چرت و پرت از دهنم خارج نشه ! قول ميدم از چشم و گوش و زباني كه به من امانت دادي درست استفاده كنم ...قول ميدم كه قولم رو نشكنم!!!!
|
|
+ نوشته شده در
هفدهم خرداد 1388ساعت 18:38 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
مردي نابينا از حضرت فاطمه ( عليها السلام ) اذن خواست که داخل خانه شود . فاطمه ( عليها السلام ) خود را از او مستور کرد . پيغمبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) به فاطمه فرمود : به چه سبب خود را مستور کردي و حال اين که اين مرد نابينا تو را نمي بيند . حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد : " اگر او مرا نمي بيند ، من او را مي نگرم ، و اگر چه او نمي بيند اما بوي زن را استشمام مي کند " . رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود : " شهادت مي دهم که تو پاره تن مني ". ![]() |
|
+ نوشته شده در
هشتم خرداد 1388ساعت 9:10 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
شهادت حضرت فاطمه تسليت باد پیامبر خدا صلی الله علیه و اله سلم فر مودند:عیادت بنی هاشم فریضه است و زیارتشان سنت. (بحارالانور۹۳-۲۳۴) این روزها در مدینه ،در محله ی بنی هاشم ، در خانه ای که سجده گا ه ملائکه است، مادری بیمار بستری است. مادری که پاره ی تن پیامبر خداست. مادری که همسر بهترین مردمان است. مادری که مادردو سرور جوانان اهل بهشت است. مادری که خود سیده ی زنان دو جهان است او فاطمه زهرا سلام الله علیها است به عیادتش نمی آیید ؟ این شبها در دل مولا یمان علی علیه السلام چه می گذرد؟ گاهی بیاد پیامبر صلی الله علیه و اله اشک می ریزد. گاهی به بستر حبیبه خدا، فاطمه اطهرسلام الله علیها نگاه می کند. گاهی به چهره دو سبط نبی صلی الله علیه و اله خیره می شود. و گاهی به موی شانه نخورده ی زینب کبری آن چه بر خانه اش گذشت ، هر گز از خاطر حضرتش علیه السلام نخواهد رفت. یاد حرمت که فرو ریخت دری که سوخت، میخی که سوزاند ، پهلویی که شکست،محسنی که سقط شد ، مادری که از پا افتاد. آه که این غربت چه به روزگار وصی رسول خدا صلی الله علیه واله می آورد به دلداری مو لا علیه السلام نمی شتابید؟ به عیادت حضرت فاطمه نمی آیید؟ حسنین(ع) این روزها آرام و قرار ندارند ،هر ناله ی مادر آتشی است بر قلب کو چکشان . هر نگاه مادر غم عالم را به دلشان می افکند ، مادرکه در قنوت( الهم عجل و فاتی)می خواند گرد یتیمی را بر سرشان احساس می کنند. به دلجویی حسنین (ع) مفتخر نمی شوید؟ به عیادت حضرت فاطمه نمی آیید؟ چهره ی زینب علیها السلام این روزها آیینه ی غم اهل این خانه است .چشمان سرخش گواه گریه ی مدام اوست و گیسوی پریشان اش گواه بد حالی مادر، غم های بی پایان آغاز می شود اشک از چهره ی معصوم زینب علیها السلام نمی زدایید؟ به عیادت حضرت فاطمه نمی آیید |
|
+ نوشته شده در
هفتم خرداد 1388ساعت 13:59 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ اگه حوصله نداري نظر نزار !!! به جاش براي روح كساني كه از دست داديم يه صلوات بفرست ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ پروفایل نویسنده : http://smehdi1978.blogfa.com/profile ایمیل نویسنده : s_mehdi_1978@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
عاشقانه ها اجتماعي عارفانه ها سياسي حكمت آموز طنز عکسهای طبیعت عکسهای زیبا شريعتي |
|
RSS
|