تبليغاتX
ღ¸.•*´¨`*•.¸ دل نوشته ها ¸.•*´¨`*•.¸ღ
***سياسي - حكمت آموز- عرفاني-عاشقانه***

 

 

یه نفریه جائی تمام رویاش لبخندتوبود

 

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

+ نوشته شده در  ششم آبان 1388ساعت 15:2  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 

 

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام

که سال های سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

               به نرده های ایستگاه رفته

                                                تکیه داده ام!

 

 

+ نوشته شده در  سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:3  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام

 

 

 

در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز / نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان

 

میلاد قائم آل محمد مبارک باد

 

 













 

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:41  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 

داستان کوتاه بسیار خواندنی ( فارسی- انگلیسی) 

مادرم دوستت دارم 


My mom only had one eye. I hated her… she was such an embarrassment
مادر من فقط یک چشم داشت. من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود
She cooked for students & teachers to support the family
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
یک روز اون اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me
خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out
به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم و فورا از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, EEEE, your mom only has one eye
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یک چشم داره!

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear
فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم.
کاش زمین دهن وا میکرد و منو ، کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد
So I confronted her that day and said
If you’re only gonna make me a laughing stock, why don’t you just die
روز بعد بهش گفتم، اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟!!!

My mom did not respond
اون هیچ جوابی نداد….

I didn’t even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger
حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم، چون خیلی عصبانی بودم.

I was oblivious to her feelings
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married, I bought a house of my own, I had kids of my own
اونجا ازدواج کردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی

I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگی، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me
تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn’t seen me in years and she didn’t even meet her grandchildren
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو
When she stood by the door, my children laughed at her
and I yelled at her for coming over uninvited
وقتی ایستاده بود دم در، بچه ها به اون خندیدند
و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا اونم بی خبر
I screamed at her, How dare you come to my house and scare my children
GET OUT OF HERE! NOW
سرش داد زدم، چطور جرات کردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!
گم شو از اینجا! همین حالا
And to this, my mother quietly answered, Oh, I’m so sorry.
I may have gotten the wrong address, and she disappeared out of sight
اون به آرامی جواب داد، اوه خیلی معذرت میخوام.
مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم، و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore
یک روز، یک دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور
برای شرکت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip
ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity
بعد از مراسم، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون البته فقط از روی کنجکاوی

My neighbors said that she is died
همسایه ها گفتن که اون مرده

I did not shed a single tear
ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have
اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن
My dearest son, I think of you all the time
I’m sorry that I came to Singapore and scared your children
ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فکر تو بوده ام.
منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم

I was so glad when I heard you were coming for the reunion
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you
ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تو رو ببینم

I’m sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see … when you were very little, you got into an accident, and lost your eye
آخه میدونی … وقتی تو خیلی کوچیک بودی، تو یه تصادف، یک چشمت رو از دست دادی

As a mother, I couldn’t stand watching you having to grow up with one eye
به عنوان یک مادر، نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم

So I gave you mine
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me in my place with that eye
برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه

With my love to you
با همه عشق و علاقه من به تو

Your’s Mother
مادرت
 
 
 
              مادر
 
 
 
+ نوشته شده در  بیست و نهم تیر 1388ساعت 12:7  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 

عشق يك جوشش كور است
 و پيوندي از سر نابينايي،
دوست داشتن پيوندي خودآگاه واز روي بصيرت روشن و زلال.
 
عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع مي كند و تا هرجا كه روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج ميگيرد.
 
عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر ميگذارد
دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي ميكند.
 
عشق طوفاني ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.
 
عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني “فهميدن و انديشيدن “نيست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر ميرود و فهميدن و انديشيدن رااززمين ميكند و باخود به قله ي بلند اشراق ميبرد.
 
عشق زيبايي هاي دلخواه را در معشوق مي آفريند،
دوست داشتن زيبايي هاي دلخواه را در دوست مي بيند و مي يابد.
 
عشق يك فريب بزرگ و قوي است ،
دوست داشتن يك صداقت راستين و صميمي، بي انتها و مطلق.
 
عشق در دريا غرق شدن است،
دوست داشتن در دريا شنا كردن.
 
عشق بينايي را ميگيرد،
دوست داشتن بينايي ميدهد.
 
عشق خشن است و شديد و ناپايدار،
دوست داشتن لطيف است و نرم و پايدار.
 
عشق همواره با شك آلوده است،
دوست داشتن سرا پا يقين است و شك ناپذير.
 
ازعشق هرچه بيشتر نوشيم سيراب تر ميشويم،
از دوست داشتن هرچه بيشتر ،تشنه تر.
 
عشق نيرويي است در عاشق ،كه او را به معشوق ميكشاند،
دوست داشتن جاذبه اي در دوست ، كه دوست را به دوست مي برد.
 
عشق تملك معشوق است،
دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست.
 
عشق معشوق را مجهول و گمنام مي خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزيز ميخواهد وميخواهد كه همه ي دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.
 
در عشق رقيب منفور است،
 در دوست داشتن است كه: “هواداران كويش را چو جان خويشتن دارند” كه حسد شاخصه ي عشق است
عشق معشوق را طعمه ي خويش ميبيند و همواره در اضطراب است كه ديگري از چنگش نربايد و اگر ربود با هردو دشمني مي ورزد و معشوق نيز منفور ميگردد
 
دوست داشتن ايمان است و ايمان يك روح مطلق است ، يك ابديت بي مرز است و از جنس اين عالم نيست.”
 
دكتر علي شريعتي

 

+ نوشته شده در  بیست و یکم تیر 1388ساعت 9:2  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 

 

 

شكسپير ميگه:

 

 خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند

 دروغ دوست داشتن باشد !

 خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند

جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشدi

 

 

+ نوشته شده در  چهاردهم خرداد 1388ساعت 17:38  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام

 




 

بهت نمي گم دوست دارم ولي قسم ميخورم دوستت دارم

بهت نمي گم هرچي بخواي بهت ميدم چون همه چيز من تويي

نمي خوام خوابت و ببينم چون تو خيلي شیرینتر از خوابي

اگر يه روزي چشات پر اشك شه دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني

صدام كن بهت قول نميدم ارومت كنم منم پابه پات گريه ميكنم

اگر دنبال مجسمه سكوت ميگشتي تا سرش داد بزني صدام كن قول ميدم ساكت بمونم

اگر دنبال يه خرابه مي گشتي تا نفرت خودتو توش خالي كني صدام كن

قلبم تنها خرابه ي وجود توست



+ نوشته شده در  یازدهم خرداد 1388ساعت 14:0  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
...

+ نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:42  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام


کویر


شگفتا!

وقتی که بود نمیدیدم

،وقتی می خواند نمیشنیدم...

وقتی دیدم که نبود...

وقتی شنیدم که نخواند...!



چه غم انگیزاست وقتی چشمه های سرد وزلال،در برابرت، می جوشد ومی خواندو می نالد،

تشنه آتش باشی نه آب،


و چشمه که خشکید چشمه که از آن آتشیکه تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت،وآتش کویر را تافت و در خود گداخت واز زمین آتش رویید واز آسمان آتش بارید


تو تشنه آب گردی ونه تشنه آتش،


و بعد،

عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود،از غم نبودن تو می گداخت!



كتاب كوير دكتر علي شريعتي


خدایا:

به هر کس دوست
می داری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است،

و به آن که دوست تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق برتر!


«دکتر علی شریعتی»




+ نوشته شده در  یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:5  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 

حسادت میکنم...

 

  

 

 

 



حسادت میکنم به آفتاب وقتی با نوازش آرام به  پوستت گرمی میبخشد .


حسادت میکنم به برگ گیاه
وقتی در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش
 او را هیجان زده

 و بی تاب و چرخان میکند 

 
و

 
حسادت میکنم به مادرت هم وقتی چند لحظه قبل از خواب به یاد تو لبخند میزند
و

 به تختت که همه روزه به هم آغوشی شبت پریشان وبهم ریخته است

 و

 به فرش که چند تار مویت را میان پرزهایش نگه می دارد

و

 به آینه ات که همیشه و هر روز گرمی نگاهت را حس میکند

 و

به کوچه ات .درختان باغچه . چشمانت

 و

 به خودت و به خدایت

 و

 به این قلم که از تو نوشت  


 
 
 
  دوستت دارم
+ نوشته شده در  هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:37  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام

 

 

 


يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت


باز آيد و برهاندم از بند ملامت


فرياد كه از شش جهتم راه ببستند

آن خال و خط و زلف و رخ وعارض و قامت



امروز كه در دست توام مر حمتي كن

فردا كه شوم خاك چه سود اشك ندامت



اي آنكه به تقرير و بيان دم زني از عشق

ما با تو نداريم سخن خير و سلامت



حاشا كه من از جور وجفاي تو بنالم

بيداد لطيفان همه لطفست وكرامت

 


 

+ نوشته شده در  بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:11  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
+ نوشته شده در  بیست و دوم فروردین 1388ساعت 15:28  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
+ نوشته شده در  ششم فروردین 1388ساعت 14:11  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
+ نوشته شده در  دوم فروردین 1388ساعت 11:3  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
+ نوشته شده در  بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:58  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 

+ نوشته شده در  یازدهم اسفند 1387ساعت 18:38  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
+ نوشته شده در  یکم اسفند 1387ساعت 13:49  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 

+ نوشته شده در  بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 8:58  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 

+ نوشته شده در  سیزدهم بهمن 1387ساعت 13:51  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
P>

+ نوشته شده در  بیست و سوم دی 1387ساعت 9:9  توسط ××××××× |  داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ


ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ

اگه حوصله نداري نظر نزار !!!

به جاش براي روح كساني كه از
دست داديم يه صلوات بفرست

ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ

پروفایل نویسنده :

http://smehdi1978.blogfa.com/profile

ایمیل نویسنده :

s_mehdi_1978@yahoo.com



پیوندهای روزانه
شکوفه های خیال*چاپلین84*
مدل لباس مجلسی
کلبه تنهایی سوگندخانم
جزیره عشق (shabah)
کلبه عشق(پری)
عاشق دل شکسته
کلبه مهربونی هانا
عاشقانه عارفانه تا بینهایت من فدایت ×میناخانم×
عشق×اسی×
به نورنگاه كن سايه ها پست سرت خواهند بود×ترانه خانم×
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آرشیو موضوعی
عاشقانه ها
اجتماعي
عارفانه ها
سياسي
حكمت آموز
طنز
عکسهای طبیعت
عکسهای زیبا
شريعتي
پیوندها
فيلتر شكن 1 (عالي) bbc
فيلتر شكن 2 (عالي)
فيلتر شكن 3 (عالي)
فيلتر شكن 4 (عالي)
فيلتر شكن 5 (عالي) رادیو فردا
فيلتر شكن 6 (عالي) رادیو فردا
فيلتر شكن 7 (عالي) صدای آمریکا
فيلتر شكن 8 (عالي)
فيلتر شكن 9 (عالي) صدای آمریکا
فيلتر شكن 10 (عالي) صدای آمریکا
فيلتر شكن 11 (عالي)صدای آمریکا
فيلتر شكن 11 (عالي)
روزنامه ياس نو
آپديت رايگان آنتي ويروس AVG (فايل BIN ) شماره1
آپديت رايگان آنتي ويروس AVG (فايل BIN ) شماره2
http://salaamnews.com
http://www.jomhoriyat.com
http://www.22khordad.info/
http://www.kalemeh.ir/
http://www.tehranlondon.com/
http://www.khordadeno.com
خبرنامه گويا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده
dahio! - Searching the web جنبش راه سبز





Powered by WebGozar

free counters

ايرانيان انگلستان