![]() |
![]() |
|
| ***سياسي - حكمت آموز- عرفاني-عاشقانه*** |
|
حروف مورد علاقه خانمها
اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) (خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( |
|
+ نوشته شده در
سی ام تیر 1387ساعت 16:3 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
حکایت تو !!!
هرگاه شادم ياد تو غمگينم مي کند. هرگاه غمگينم ياد تو شادم مي کند. پس
|
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم تیر 1387ساعت 16:2 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
مهريه عرفاني: پانصد هزار شاخه گل و نوشتن ديوان شمس پسر جوان، وقتى پاى سفره عقد نشست و حاضر شد مهريه همسرش را پانصد هزار شاخه گل سرخ و يك جلد ديوان شمس تبريز به خط خودش در نظر بگيرد، نمىدانست چند سال بعد بايد چند هزار بيت شعر ديوان شمس را بنويسد .
|
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم تیر 1387ساعت 15:33 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
جملات زیبا
|
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم تیر 1387ساعت 14:43 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم تیر 1387ساعت 14:35 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
قلب
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را دارد . جمعيت زيادی جمع شدند و به قلب او نگریستند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشهاي بر آن وارد نشده بود. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف از قلب خود پرداخت و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديدهاند ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست . مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي تپيد اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكههايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشههايي دندانه دندانه درآن ديد ميشد.در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكهاي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود ميگفتند كه چطور او ادعاميكند كه زيباترين قلب را دارد؟ مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي ميكني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي زخم و بريدگي و خراش است . پير مرد گفت : درست است ، قلب تو سالم به نظر ميرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نميكنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او دادهام، من بخشي از قلبم را جدا كردهام و به او بخشيدهام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكهي بخشيده شده قرار دادهام؛ اما چون اين دو عين هم نبودهاند گوشههايي دندانه، دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند.بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيدهام اما آنها چيزي از قلبشان را به من ندادهاند، اينها همين شيارهاي عميق هستند ، گرچه دردآور هستند اما يادآور عشقي هستند كه داشتهام، اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعهاي كه من در انتظارش بودهام پركنند.پس حالا ميبيني كه زيبايي واقعي چيست ؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونههايش سرازير ميشد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهاي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشهاي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود،اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود.
|
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم تیر 1387ساعت 14:53 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم تیر 1387ساعت 14:49 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :
۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي کچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته اين کچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترک توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند که اين کچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون کل پا مي شيم !
۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسکوني مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردي يک فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود که اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خود را بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي کشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
۳- شباهت سوم در اين نکته اقتصادي خلاصه مي شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي که در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست که کفاف بر طرف کردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز کردن و يا خرج کردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يکي بايد کار کنه تا اون يکي حال کنه !
۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدين معنا که هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي کند که اي کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک ديگر کسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، کسي نازش را نمي کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهاي شخصي اش و نيز کارهاي چند نفر ديگر مي باشد !
۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نکته اشاره کرد که اکثر سربازي رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در اين ايام ، هر روز به اندازه يکسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حکم ساعت را پيدا مي کنند که به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !
۶- و در نهايت اينکه چند ماه پس از آنکه کارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت کرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد که : ( گول خوردي آي گول خوردي ! ) زيرا آن موقع است که تازه دوزاريتان جا مي افتد که با اين کارت و قباله نه کاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر که شما را به بهانه آنها در اين راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد که تنها مورد استفاده اي که براي شما خواهند داشت اين است که مي توانيد از آنها براي امانت دادن به کلوپ جهت کرايه فيلم استفاده نماييد !!!
|
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم تیر 1387ساعت 19:3 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
تو میگی : بدون من دنیا برات زندون تنگه ! من میگم : بگو عزیزم تو دروغاتم قشنگه !!! |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم تیر 1387ساعت 15:18 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
فرا رسیدن ماه " رجب المرجب " بر شیفتگان حضرتش مبارک باد
خداوند توفیق بندگی را در این ماه به همه ما عنایت فرماید
|
|
+ نوشته شده در
بیستم تیر 1387ساعت 11:8 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
مهم نیست که قشنگ باشی/ قشنگ اینه که مهم باشی زیبا ترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر میشن پس هر وقت توی فسمت تاریک زندگی واقع شدی بدان که خدا قسط داره یه تصویر زیبا ازت بسازه. امشب آرزوهات رو روی بال فرشته ها بزار و تا رسیدنشون به آسمون دعا کن صدای اجابت که رسید منو فراموش نکن التماس دعا.
|
|
+ نوشته شده در
بیستم تیر 1387ساعت 7:36 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
|
|
+ نوشته شده در
بیستم تیر 1387ساعت 0:20 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
||
|
+ نوشته شده در
نوزدهم تیر 1387ساعت 11:20 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
خدا خر را آفريد و به او گفت: تو بار خواهي برد، از زماني که تابش آفتاب آغاز مي شود تا زماني که تاريکي شب سر مي رسد. و همواره بر پشت تو باري سنگين خواهد بود. و تو علف خواهي خورد و از عقل بي بهره خواهي بود و پنجاه سال عمر خواهي کرد و تو يک خر خواهي بود. خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من مي خواهم خر باشم، اما پنجاه سال براي خري همچون من عمري طولاني است. پس کاري کن فقط بيست سال زندگي کنم و خداوند آرزوي خر را برآورده کرد... ****************************************** خدا سگ را آفريد و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهي بود و بهترين دوست و وفادارترين يار انسان خواهي شد. تو غذايي را که به تو مي دهند خواهي خورد و سي سال زندگي خواهي کرد. تو يک سگ خواهي بود. سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سي سال زندگي عمري طولاني است. کاري کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوي سگ را برآورد... ****************************************** و تو از اين سو به آن سو و از اين شاخه به آن شاخه خواهي پريد و براي سرگرم کردن ديگران کارهاي جالب انجام خواهي داد و بيست سال عمر خواهي کرد.و يک ميمون خواهي بود. ميمون به خداوند پاسخ داد: بيست سال عمري طولاني است، من مي خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوي ميمون را برآورده کرد. ****************************************** تو انسان هستي. تنها مخلوق هوشمند روي تمام سطح کره زمين. تو مي تواني از هوش خودت استفاده کني و سروري همه موجودات را برعهده بگيري و بر تمام جهان تسلط داشته باشي. و تو بيست سال عمر خواهي کرد. انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بيست سال مدت کمي براي زندگي است. آن سي سالي که خر نخواست آن پانزده سالي که سگ نخواست و آن ده سالي که ميمون نخواست زندگي کند، به من بده. و خداوند آرزوي انسان را برآورده کرد... و از آن زمان تا کنون انسان فقط بيست سال مثل انسان زندگي مي کند…!!! و پس از آن،ازدواج مي کند و سي سال مثل خر کار مي کند مثل خر زندگي مي کند ، و مثل خر بار مي برد…!!! و پس از اينکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه اي که در آن زندگي مي کند، نگهباني مي دهد و هرچه به او بدهند مي خورد...!!! و وقتي پير شد، ده سال مثل ميمون زندگي مي کند؛ از خانه اين پسرش به خانه آن دخترش مي رود و سعي مي کند مثل ميمون نوه هايش را سرگرم کند...!!! و اين بود همان زندگي که انسان از خدا خواست !!!
|
|
+ نوشته شده در
نوزدهم تیر 1387ساعت 3:43 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
عشق واقعی
دختري از پسري پرسيد : آيا من نيز چون ماه زيبايم ؟
|
|
+ نوشته شده در
هجدهم تیر 1387ساعت 20:24 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
لطف خدا
طوفان سهمگینی لانه گنجشکی را ویران نمود . او که همواره خدا را عاشقانه می سرود و با او نجوا می کرد به شدت از خدا دلگیر شده بود و از لطف او مایوس و لذا تا مدتی سکوت پیشه کردو به حالت قهر با او درد دل نکرد . روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.
|
|
+ نوشته شده در
شانزدهم تیر 1387ساعت 4:10 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
اين را بـــــه ياد بسپـــــار يک نفر ... يک جايي ... تمام روياهاش لبخند توست ... و زماني که به تو فکر مي کنه ... ....احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه .... پس هر گاه احساس تنهايي کردي ... اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ... ...يک نفر.... ...يک جايي ... ....در حال فکر کردن به توست
|
|
+ نوشته شده در
شانزدهم تیر 1387ساعت 1:52 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
چه قدر جالبه که بدونید:
۱- تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمی اره ۲-تا فریاد نزنی کسی به طرفت برنمی گرده ۳-تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه ۴-تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد ۵-تا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه
از مجله ی مو فقیت...
|
|
+ نوشته شده در
شانزدهم تیر 1387ساعت 1:2 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
|
|
+ نوشته شده در
پانزدهم تیر 1387ساعت 3:43 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
هخامنشان ..كوروش كبير .. سنگ نوشته .. حقوق بشر
اينك من به ياری مزدا تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروز ی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت به من بدهد به دين و آداب و رسوم ملتهايی را كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند . من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تا روزی كه پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت كه كسی به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد . من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد . من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری بگیرد و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد . من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است بپرستد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی را غصب نكند . وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد به مصرف برساند، مشروط برآنكه به حقوق ديگران لطمه نزند . من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد . و مجازات برادر گناهكار بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران . من تا روزی كه به ياری مزدا سلطنت می كنم نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز شوند . رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك اربعه برعهده گرفته ام موفق گرداند.
|
|
+ نوشته شده در
پانزدهم تیر 1387ساعت 1:38 توسط ××××××× |
داغ کن - کلوب دات کام
|
داغ کن - کلوب دات کام
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ اگه حوصله نداري نظر نزار !!! به جاش براي روح كساني كه از دست داديم يه صلوات بفرست ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ ღ.• ¨¯`•ღ پروفایل نویسنده : http://smehdi1978.blogfa.com/profile ایمیل نویسنده : s_mehdi_1978@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
عاشقانه ها اجتماعي عارفانه ها سياسي حكمت آموز طنز عکسهای طبیعت عکسهای زیبا شريعتي |
|
RSS
|